نمي دانم منم که خيره به ساعت هايم يا ساعت ها خيره به من!
اما هردو در سکوتي همچون آرامش قبل از طوفان انتظار مي کشيم
و فقط عقربه ي ثانيه شمار
مست و تلو تلو خوران
لحظه ها را راه مي رود
کاش عقربه ي ثانيه شمار مستي تلخش را براي ما تمام کند و کمي بدود
و دلتنگي هايمان را به باهم بودني زيبا برساند
قدم به قدم
شانه به شانه
براي هميشه
و براي روزهاي نبودن آرزويم اين است،هرکجا باشيم ،باز هردو باهم باشيم

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت
13:7 توسط :: آقایی ::| |
