کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی ست
از زلال چشم هایش ترشویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پرپر شویم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
به نگاه سرخ شان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
باری از دوش نگاهی کم کنیم
با خطوط دوستی مبهم کنیم
قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم های خفته را رنگی زنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق
رد پای خویش را پیدا کنیم
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت
0:2 توسط ::گندم::| |
